نمیدونم چه عنوانی بزارم......

سلامی دیگر . ..

امروز یک سفر کوتاه برون شهری  داشتم ، ووهمراهان من و تنی چند ، پیرزن تشکیل میدادند البته با ضمیمه بن تن عزیزم . خوش گذشت ،، گفتیم و شنفتیم و البته کمتر خندیدیم و بیشتر گریستیم ، چون در این نشست خانومانه ، روضه امام حسین هم خونده شد .

همه میپرسن ، با پیرزنها نشست و برخاست میکنی ، خسته کننده نیست برات!؟ و من در دلم میگم پیرزنی هم عالمی داره !.... حالا چرا فقط تو دلم میگم !؟ چون اگه بلند بگم ، شاید قضاوت دیگه ای کنند ....... شایدم نه .. شاید از نظر خیلیا پیری هم  یه جورایی کیف میده ....اما به روشون نمیارن .

ساعت پنج بعد از ظهر رسیدیم خونه . بن تن تو ماشین خوابش برده بود .گذاشتمش تو رختخواب ، برای خودم یک لیوان چایی ریختم و اون و با شکلات مغز دار خوردمش  . راستش بیشتر چایی و به خاطر شکلاتش خوردم . وضو گرفتم نماز بخونم که تلفن زنگ زد خواهر شوهر ، خداحافظی . بعد دوباره زنگ تلفن ، دختر خاله . اینبار قسم خوردم اگه تلفن رنگ بزنه دیگه جواب ندم ، که اصلا دیدم دیگه زنگ نخورد .

الانم که ساعت هشته و همسری هنوز نیومده . بن تن هم خوابه و خونه سوت وکور . دوست دادم خونه رو نظافت کنم ولی واقعا خستم . حدود دو ساعت رانندگی کردم تو جاده . یک کتاب جدید دارم برای خوندن .... اما چشمام دیگه سویی نداره ... 

روزگار خوش .....

/ 5 نظر / 7 بازدید
نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس با تشکر[گل] [گل]

محیا

سلام نازی چه زندگی خوبی.... امیدوارم همیشه شاد و سربلند باشی یاعلی مدد

شروان

ممنون از ابراز همدردیتون. رفتن خواهرم برای من سخت و غیرقابل باوره. سعی می کنم در "تا بی نهایت" اونو حفظش کنم. مطلبتون رو هم خوندم. از زندگی و حال و هواتون خوشم اومد هر چند نفهمیدم بن تن یعنی چی. امیدوارم همیشه شکر گزار زندگی و سلامتی و شادی هاتون باشین.

ستایش

انسان آگاه مي داند كه زندگي پيوسته در حال تغيير است؛ زندگي يعني تغيير. تنها يك چيز هميشگي است و آن خود تغيير است