سلام ....

هر روز بیشتر از قبل بهم ثابت میشه خدا چقدر بزرگه ...

دیدوز با همه استرس و نگرانی که داشتم به خیرو خوشی گذشت . صبح بن تن و بردم مهد ، بعد رفتم کمی آبمیوه و کمپوت گرفتم و رفتم خونه دوستم ،.آخه همین هفته پیش دماغش و عمل کرده بود .راستش نمیدونستم تو یه همچین مواقعی چی میبرند .آخه اولین بارم بود که به عیادت یکی که بینی شو عمل کرده میرفتم .

بعدش رفتم سبزی کوکو گرفتم و رفتم دنبال بن تن و اومدم خونه ، سبزیارو پاک کردم و شستم و خورد کردم و یک کوکوی سبزی خوشنزه درست کردم . بعدشم به اوضاع خونه یک سرو سامونی دادم و تا همسری بیاد خونه ، و وقتی که تلفن کرد که نهار چی داریم ، وقتی فهمید کوکو سبزی داریم ، زود تر از همیشه اومد خونه ، چون همسری عاشق کوکو سبزیه .

نمیدونم از دیروز با همه استرس و تنشهایی که داشتم و حالی که واقعا قابل ذکر نیست ، احساس میکنم به خدا نزدیکترم و خدا هم من و دوست داره ....

 خدایا شکرت ، صد هزار بار شکرت 

 خدایا خیلی دوست دارم ...

 دوستان خوبم از همه شما هم ممنونم .دوستتون دارم قلب

/ 16 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روزنه

سلام اميدوارم هيچوقت ديگه اينجوري گرفتار اين استرس ها نشي و خدا رو شكر كه خدا رو انقدر نزديك لمس ميكني راجب اون كوكحو سبزيم نوش جونتون مارم گشنه كردي[چشمک][گل]

oldcrow

واسه دوستتون باید یه قاب عکس بزرگ از صورت قبل عملش میبردین[نیشخند][گل]

فرقان

سلام علیکم خیلی خوبه که خداروتوبغلت حس کردی بازم خداروشکر[گل]

علی

دید گفتم فردا میرسه وشما خدا رو شکر میکنید.

میس مهندس

خدا رو شکر که الان خوبی [لبخند]

baran.m

خدا رو شکر[گل] مریم عزیز همیشه خوش باشی[قلب]

behdone

خداوند همیشه کنارتان.

مصطفی نوروزی

سلام ممنون که لطف کردید ونظر دادید واقعا وب شماهم قشنگه و معلومه زیاد زحمت می کشید موفق باشید